اخبار

از رسانه ها/ تقويت ستون‌های بازدارنده

الكاتبabdulrahman-mustafaتاريخ النشر
از رسانه ها/ تقويت ستون‌های بازدارنده

شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: با قطع نظر از باندهاي سياسي که براي رسيدن به قدرت مرتکب مخالفت با سياست‌هاي جاري کشور مي‌شوند، عده‌اي از مردم درباره قابل اعتماد بودن طرف آمريکائي تفاهم‌نامه سؤالات و ابهاماتي دارند. به اين سؤال‌ها بايد پاسخ داد و ابهامات را بايد برطرف کرد و از اين طريق بايد مانع استمرار اختلافات و جلوگيري از گسترش تفرقه و چنددستگي شد.اين دسته از مردم فکر مي‌کنند مذاکره را فقط بايد با طرفي که قابل اعتماد است انجام داد، زيرا وقتي طرف قابل اعتماد نباشد نمي‌توان روي وعده‌هايش حساب کرد و به نتيجه‌بخش بودن مذاکره و تفاهم و توافق اطمينان داشت.

در اين بناي مرکب از مقدمه و نتيجه‌گيري، در صحت مقدمه هيچ ترديدي وجود ندارد و نمي‌توان منکر غيرقابل اعتماد بودن طرف آمريکائي شد ولي نتيجه اين مقدمه صحيح اين نيست که مذاکره صورت نگيرد. کساني که چنين نتيجه‌اي را از آن مقدمه کاملاً صحيح استخراج مي‌کنند تصورشان از مذاکره اينست که طرف بايد موجودي صادق و درستکار باشد و هرگز مرتکب خلاف نشود. مشکل اصلي در همين تصور است، زيرا مذاکره نه فقط در جنگ بلکه در تمام امور و شئون اعم از بين‌المللي و داخلي و حتي در ابعاد کوچک محلي و فردي، دربرگيرنده طرف‌هاي قابل اعتماد و غيرقابل اعتماد است. علت اينست که اصولاً مذاکره براي رفع خصومت، جلوگيري از وارد شدن خسارت بيشتر و برقراري صلح و آرامش است. اين امور را نمي‌توان فقط در وجود طرف‌هاي قابل اعتماد جستجو کرد و يافت بلکه بناي انسان‌ها در تمام جوامع بر اينست که براي رسيدن به مطالبات خود در هر حال تلاش مي‌کنند و هرگز به خاطر غيرقابل اعتماد بودن طرف مقابل از تلاش مسالمت‌آميز براي وصول مطالبات خود باز نمي‌ايستند. در تاريخ معاصر نمونه‌هاي زيادي براي اين مدعا وجود دارد ولي روشن‌ترين و مستندترين مورد را ما مسلمان‌ها در انعقاد پيمان‌هاي پيامبر اسلام با کفار و مشرکين سراغ داريم. مشرکين مکه همان‌هائي بودند که قصد به قتل رساندن پيامبر را داشتند و آن حضرت براي حفاظت از جان خود، مخفيانه از مکه خارج شدند و به مدينه هجرت کردند. جعفربن‌ابيطالب و جمعي از مسلمانان صدر اسلام نيز براي مصون ماندن از تعرض مشرکين مکه به حبشه پناه بردند و عده‌اي از مسلمانان نيز به دست همين مشرکين در مکه و در جنگ‌هائي که آنها بر پيامبر اکرم تحميل کردند به شهادت رسيدند و در عين حال آن حضرت از مذاکره و انعقاد پيمان با آنها استقبال کردند.

آنچه در شرايط کنوني مهم است اينست که ما به جاي اعتراض به تصميم مسئولين سياسي کشور، تمام توان خود را براي تقويت دو ستون از ستون‌هائي که اقتدار کشور بر آنها تکيه دارد بکار ببنديم تا بتوانيم در جريان مذاکره مطالباتمان را بطور کامل به دست بياوريم. يک ستون، تقويت قدرت دفاعي است که از فرصت آتش‌بس و مذاکرات بايد براي انجام آن استفاده شود. ما با همين قدرت دفاعي بود که توانستيم نقشه شوم مشترک آمريکا و رژيم صهيونيستي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و تجزيه ايران را نقش بر آب کنيم. بنابراين، هيچ چيز نبايد مانع تقويت قدرت دفاعي کشور شود.

ستون ديگر، وحدت کلمه و انسجام است که براي دشمن از اهميت زيادي برخوردار است. مي‌دانيم و مي‌دانند که در بخشي از جنگ ترکيبي، آمريکا و رژيم صهيونيستي در نظر داشتند با کنار زدن مردم از صحنه، عناصر وابسته به خود را وارد عمل کنند و از آنها به مثابه پياده‌نظام براي تکميل اقدامات نظامي خود استفاده نمايند. رسيدن به اين هدف فقط از طريق ايجاد تفرقه ميان مردم ميسر بود که خوشبختانه هوشياري مردم مانع تحقق آن شد. اين روزها بار ديگر دشمنان به اختلاف بر سر تفاهم‌نامه چشم دوخته‌اند و تلاش مي‌کنند از اين طريق وحدت کلمه را از ما بگيرند و توطئه خود را عملي کنند. مخالفت رژيم صهيونيستي با تفاهم‌نامه، کارشکني لابي صهيونيستي در آمريکا عليه آن و ضديت افراطيون سنا و کنگره آمريکا با پايان جنگ، روشن‌ترين نشانه‌هاي اهميت و حساسيت وحدت کلمه و انسجام ما در اين مقطع تاريخي است.
دشمن غيرقابل اعتماد را از طريق تقويت وحدت و انسجام و قدرت دفاعي است که مي‌توان از هوس تجاوز دور کرد. تقويت اين دو ستون بازدارنده اکنون مهم‌ترين وظيفه هر ايراني است.