اخبار

از رسانه ها/ گره‌ها در مسير مذاكرات آينده

الكاتبabdulrahman-mustafaتاريخ النشر
از رسانه ها/ گره‌ها در مسير مذاكرات آينده

شفقنا- علی ميرزامحمدی فعال سیاسی در روزنامه اعتماد نوشت:  تفاهم اخير ميان ايران و ايالات متحده كه در برخي روايت‌هاي رسانه‌اي از آن با عنوان «تفاهم اسلام‌آباد» ياد مي‌شود، قرار بود راهي براي مهار تنش‌هاي فزاينده در خليج‌فارس و جلوگيري از گسترش درگيري‌ها در منطقه بگشايد. با اين حال، تحولات روزهاي اخير نشان مي‌دهد اين تفاهم هنوز به يك ثبات پايدار نرسيده و بيش از آنكه صلحي واقعي باشد، فعلا به چارچوبي براي مهار موقت بحران شباهت دارد. نخستين نشانه اين وضعيت، ادامه برخوردهاي نظامي و نااطميناني درباره مسير ديپلماسي است. گزارش‌هايي از حملات محدود و پاسخ‌هاي متقابل در منطقه منتشر شده و همزمان برخي رسانه‌هاي بين‌المللي از احتمال تعويق يا لغو دور جديد مذاكرات ايران و امريكا خبر داده‌اند؛ مذاكراتي كه قرار بود در سوييس برگزار شود.

اين وضعيت نشان مي‌دهد كه حتي در سطح ديپلماتيك نيز هنوز مسير تفاهم كاملا تثبيت نشده است. در واقع، تهران و واشنگتن مي‌كوشند در حالي كه اصل تفاهم را حفظ مي‌كنند، از طريق فشارهاي محدود نظامي و سياسي، موقعيت خود را در ميدان و ميز مذاكره تقويت كنند. حاصل چنين وضعي، نه صلح است و نه جنگ؛ بلكه نوعي تنش كنترل ‌شده است كه در آن دو طرف از گسترش بحران پرهيز دارند، اما همچنان ابزار فشار را كنار نگذاشته‌اند. در اين ميان، تنگه هرمز به مهم‌ترين كانون اختلاف بدل شده است. گزارش‌ها از شكل‌گيري سه مسير مختلف براي عبور كشتي‌ها در اين آبراه حكايت دارد؛ مسيري نزديك عمان، مسير سنتي مياني و مسيري در شمال كه تحت كنترل ايران توصيف مي‌شود. اين آشفتگي نشان مي‌دهد مساله حاكميت عملي بر عبور و مرور در تنگه هنوز حل نشده است. براي شركت‌هاي كشتيراني و بيمه‌گران نيز اين ابهام، چيزي جز افزايش ريسك، هزينه و نااطميناني نيست. اگر در مذاكرات آينده قواعد روشن و مورد توافقي براي مديريت اين گذرگاه تعيين نشود، احتمال برخوردهاي بيشتر در دريا دور از انتظار نخواهد بود. در كنار اين مساله، موضع اسراييل نيز يكي از عوامل مهم شكنندگي تفاهم است.

نخست‌وزير اسراييل آشكارا گفته است كه كشورش طرف اين توافق نبوده و منافع امنيتي خود را مستقل از آن پيگيري خواهد كرد. همزمان، گزارش‌هايي از ادامه حملات محدود اسراييل در جنوب لبنان و حتي آماده‌سازي براي عمليات گسترده‌تر عليه زيرساخت‌هاي حزب‌الله منتشر شده است. اين تحولات نشان مي‌دهد تل‌آويو نگران آن است كه تفاهم ايران و امريكا، به‌ويژه در پرونده لبنان، به تقويت موقعيت منطقه‌اي تهران بينجامد. از همين رو، اسراييل مي‌تواند يكي از بازيگراني باشد كه با فشار سياسي و امنيتي، در پي تغيير يا فرسايش اين چارچوب برآيد.

ورود پرونده لبنان به گفت‌وگوهاي ايران و امريكا نيز به اين تفاهم ابعادي فراتر از يك توافق دوجانبه داده است. برخي مقامات ايراني گفته‌اند پايان جنگ در لبنان، بازگشت آوارگان و خروج اسراييل از اين كشور، در زمره مفاد تفاهم قرار گرفته و حتي سازوكاري براي پيگيري اجراي آن پيش‌بيني شده است. با اين حال، تداوم درگيري‌هاي پراكنده در جنوب لبنان نشان مي‌دهد مسير تحقق چنين اهدافي همچنان با موانع جدي روبه‌رو است. اگر چنين روندي ادامه يابد، پرونده لبنان مي‌تواند هم به ميدان همكاري و هم به محل اصطكاك تازه ميان بازيگران منطقه‌اي تبديل شود.

در همين حال، ورود ساير بازيگران منطقه‌اي و بين‌المللي نيز بر پيچيدگي وضعيت افزوده است. گفت‌وگوي اخير وليعهد عربستان سعودي با رييس‌جمهور فرانسه درباره تفاهم ايران و امريكا نشان مي‌دهد قدرت‌هاي منطقه‌اي و اروپايي نيز در حال ارزيابي پيامدهاي اين تحول هستند. چنين تحركاتي بيانگر آن است كه سرنوشت اين تفاهم تنها به اراده تهران و واشنگتن وابسته نيست و ديگر بازيگران نيز در شكل‌دهي به نظم احتمالي پسابحران نقش خواهند داشت.
از سوي ديگر، مساله رفع تحريم‌ها نيز خود به گرهي پيچيده تبديل شده است. گزارش‌هايي از سردرگمي دولت‌ها، بانك‌ها و شركت‌ها در مواجهه با تركيب متغير مجوزهاي جديد و محدوديت‌هاي قديمي حكايت دارد. اگرچه برخي طرح‌ها براي كاهش يا لغو بخشي از تحريم‌ها مطرح شده، اما پيچيدگي ساختار تحريم‌ها و ملاحظات سياسي داخلي در امريكا مي‌تواند اجراي عملي اين وعده‌ها را با دشواري روبه‌رو كند.

در مجموع، آنچه امروز در منطقه ديده مي‌شود نه شكست كامل تفاهم است و نه موفقيت قطعي آن. اين تفاهم در مرحله‌اي حساس قرار دارد؛ مرحله‌اي كه سرنوشت آن به نحوه مديريت چند گره اصلي بستگي دارد: تعيين قواعد روشن در تنگه هرمز، نحوه مواجهه با پرونده لبنان و ميزان توان امريكا در مديريت اختلافات منطقه‌اي و پيشبرد مساله تحريم‌ها. اگر اين گره‌ها در مسير مذاكرات آينده گشوده نشوند، تفاهم موجود به‌ تدريج فرسوده خواهد شد و منطقه بار ديگر به سوي چرخه‌اي از تنش‌هاي شديدتر بازمي‌گردد.

در نهايت اين تفاهم بيش از آنكه يك صلح پايدار باشد، فرصتي براي مهار بحران است. بقاي آن نه در متن تفاهم، بلكه در ميدان آزموده خواهد شد؛ جايي كه هرمز، لبنان و رفتار بازيگران منطقه‌اي سرنوشت آن را رقم مي‌زنند.