شفقنا- «اسرائیل در طول جنگ به دستاوردهای عملیاتی و نظامی دست یافت، اما نتوانست آنها را به منافع سیاسی پایدار و بلندمدت تبدیل کند. در مقابل، ایران توانست از پایداری نظامی و سیاسی خود بهره بگیرد و پایان جنگ را به آغازی برای مرحلهای از مذاکرات تبدیل کند که با منافعش سازگاری بیشتری دارد.»
به گزارش شفقنا، «جهاد حیدر»، نویسنده لبنانی روز چهارشنبه در مقالهای که تحت عنوان «چگونه پایان جنگ به دستاوردی برای تهران و شکست راهبردی اسرائیل تبدیل شد؟» در پایگاه خبری «العهد نیوز» این کشور منتشر شده، آورده است:
«بحث و جدل در اسرائیل درباره تفاهمنامه آمریکا و ایران، صرفا ناشی از مخالفت با پایان جنگ نبود، بلکه از ماهیت تفاهمی نیز سرچشمه میگرفت که در پایان رقم خورد. بر اساس خوانش اسرائیلی، مشکل اصلی آن است که تفاهمنامه، اولویتهای منازعه را بهگونهای بازتنظیم کرده که دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و راهبردی زودهنگامی را نصیب ایران نموده، در حالی که موضوعاتی که اسرائیل آنها را هسته اصلی جنگ میداند را یا به مذاکرات بعدی موکول کرده یا بدون ارائه راهحلی روشن، بلاتکلیف رها ساخته است.
از اینرو، تهران از جایگاه طرفی که قرار بود بهای جنگ را بپردازد، به موقعیت شریکی ارتقا یافته است که از موضعی قدرتمندتر درباره آینده منطقه مذاکره میکند.
از این منظر، تفاهمنامه گویی بیانگر انتقال مرکز ثقل از میدان نظامی به میز سیاست است. اسرائیل در طول جنگ به دستاوردهای عملیاتی و نظامی دست یافت، اما نتوانست این دستاوردها را به منافع سیاسی پایدار و بلندمدت تبدیل کند. در مقابل، ایران توانست از پایداری نظامی و سیاسی خود بهره بگیرد و پایان جنگ را به آغازی برای مرحلهای از مذاکرات تبدیل کند که با منافعش سازگاری بیشتری دارد.
نخست: تعویق پروندههای اصلی؛ بزرگترین دستاورد مذاکرهای ایران
مهمترین نکتهای که از تفاهمنامه برمیآید، این است که پروندههایی که مبنای اصلی توجیه جنگ را تشکیل میدادند، تعیینتکلیف نشدهاند، بلکه به توافق نهایی موکول شدهاند. بدینترتیب، سرنوشت غنیسازی، آینده مواد غنیشده و سازوکارهای نظارتی، همگی خارج از چارچوب این یادداشت تفاهم باقی ماندهاند. از همینرو، اسرائیل بر این باور است که واشنگتن بخش عمده مشوقها و امتیازها را در همان ابتدای مسیر ارائه کرده، در حالی که تعهدات واقعی ایران را به مرحلهای بعدی و نامطمئن موکول ساخته است.
دوم: خارجشدن پرونده موشکی از اولویتهای تفاهم
یکی از مسائلی که بیش از همه موجب نگرانی اسرائیل شده، عدم درج تقریبا کامل برنامه موشکی ایران در تفاهمنامه است.
سوم: تنگه هرمز؛ از اهرم فشار تا نقشی منطقهای و بهرسمیتشناختهشده
ایران با عدم دریافت عوارض به مدت شصت روز موافقت کرد و حتی فراتر از آن رفت؛ بهگونهای که در تفاهمنامه، بر گفتوگویی به رهبری ایران با عمان و کشورهای ساحلی درباره نحوه مدیریت خدمات دریایی و اداری در تنگه هرمز در آینده تصریح شده است.
چهارم: دستاوردهای اقتصادی در خدمت تقویت ثبات نظام
در بعد اقتصادی، دستاوردهای ایران آشکارتر به نظر میرسد. تفاهمنامه امکان ازسرگیری صادرات نفت خام و محصولات پتروشیمی را فراهم میکند؛ امری که به معنای بازگشایی مهمترین منبع تأمین ارز خارجی برای اقتصاد ایران است.
پنجم: قرارگرفتن لبنان در کانون تفاهمنامه
یکی از مهمترین تحولاتی که این تفاهمنامه برجسته میکند، پیوند مستقیم میان جبهه لبنان و تفاهمنامه آمریکا و ایران است.
ششم: اسرائیل؛ دستاوردهای نظامی و ناکامی راهبردی
در مقابل، اسرائیل نتایج این تفاهمنامه را نشانه شکاف میان دستاورد نظامی و برآیند سیاسی آن میداند. هدف اسرائیل صرفا پایاندادن به جنگ نبود؛ بلکه در پی آن بود که دستاوردهای نظامی را به واقعیتی راهبردی و پایدار تبدیل کند؛ واقعیتی که مانع از بازسازی توان هستهای و موشکی ایران شود و تداوم آزادی عمل اسرائیل، بهویژه در لبنان، را تضمین کند.
اما این تفاهمنامه هیچیک از این اهداف را بهصورت نهایی محقق نکرد؛ بلکه یا آنها را به آینده موکول ساخته یا از آنها عبور نمود، در حالی که از همان روز نخست، دستاوردهای مستقیمی در اختیار ایران قرار داد. از همینرو، در اسرائیل این برداشت شکل گرفته است که جنگ پیش از آنکه به اهداف سیاسی خود دست یابد، به پایان رسیده است.
هفتم: کنار گذاشتهشدن اسرائیل از ترسیم پایان جنگ
یکی از دردناکترین پیامها برای اسرائیل این بود که واشنگتن درباره چگونگی پایان جنگ با تهران وارد مذاکره شد، بیآنکه اسرائیل در تدوین این ترتیبات نقشی یا مشارکتی داشته باشد.
هشتم: تفاوت اهداف ترامپ و اسرائیل
این تفاهمنامه همچنین از تفاوتی آشکار در تعریف موفقیت میان دو طرف پرده برمیدارد. اسرائیل در پی آن بود که محیط راهبردی پیرامون ایران را بهطور پایدار بازآرایی کند؛ در حالی که هدف ترامپ ماهیتی عملگرایانهتر داشت: پایاندادن سریع به جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش فشارهای اقتصادی جهانی و عرضه یک دستاورد سیاسی به افکار عمومی آمریکا. ازاینرو، اولویت آمریکا بهجای ادامه فشارها بر ایران، به تثبیت ثبات و مهار بحران معطوف شد.
نهم: افول نفوذ اسرائیل در واشنگتن
برداشت اسرائیلی همچنین بر این نکته تأکید دارد که این بحران، ضعف انباشته در جایگاه اسرائیل در درون نظام سیاسی آمریکا را آشکار کرد. اسرائیل پس از سالها تمرکز بر روابط خود با جمهوریخواهان و بهویژه با ترامپ، بخشی از مناسباتش را با طیفهای گستردهای از حزب دموکرات و جریان میانهرو لیبرال از دست داده است؛ این مسئله، هنگامی که اختلاف با خود کاخ سفید آشکار شد، حاشیه مانور آن را بهطور محسوسی کاهش داد.»
مطلب اصلی را در العهدنیوز ببینید