اخبار

روزنامه الشروق مصر: در جنگ اخیر، ایران به پیروزی کامل رسید و آمریکا به شکلی هولناک تسلیم شد

الكاتبabdulrahman-mustafaتاريخ النشر
روزنامه الشروق مصر: در جنگ اخیر، ایران به پیروزی کامل رسید و آمریکا به شکلی هولناک تسلیم شد

شفقنا- الشروق نوشت: نتایج جنگ‌ها با میزان ویرانی‌ای که در جریان نبرد بر جای می‌گذارند سنجیده نمی‌شود، بلکه با میزان تحقق اهداف سیاسی هر طرف و حجم دگرگونی‌ها و تغییرات راهبردی‌ای که نبرد پس از خاموش شدن صدای توپ‌ها تحمیل می‌کند، ارزیابی می‌شود.

به گزارش شفقنا، «محمد سعد عبدالحفیظ»، نویسنده مصری و عضو شورای سندیکای روزنامه نگاران این کشور با اشاره به این موضوع، در روزنامه الشروق نوشت: اواسط هفته گذشته، در جریان حضورم در برنامه «هذا المساء» از شبکه «القاهرة الإخباریة»، برآورد کردم که دور اخیر رویارویی میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، با «نیم‌پیروزی برای ایران و نیم‌شکست برای واشنگتن» به پایان رسیده است.

این ارزیابی پیش از انتشار مفاد یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران بود؛ اما پس از آشکار شدن جزئیات توافق و واکنش‌های آمریکایی و اسرائیلی به آن، روشن شد که آن برآورد نیازمند بازنگری است. آنچه در ابتدا نیم‌پیروزی برای ایران به نظر می‌رسید، در واقع پیروزی کامل بوده است؛ و آنچه نیم‌شکست برای آمریکا تلقی می‌شد، به شکستی راهبردی تبدیل شده است، در حالی که اسرائیل بزرگ‌ترین بازنده این ماجرا به نظر می‌رسد.

زمانی که آمریکا و اسرائیل در پایان فوریه گذشته حمله خود را علیه ایران آغاز کردند، سقف اهداف خود را تا بالاترین حد ممکن بالا بردند؛ از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی گرفته تا پایان دادن به برنامه هسته‌ای، تضعیف توانمندی‌های موشکی و کاهش نفوذ منطقه‌ای تهران. اما مفاد یادداشت تفاهمی که پس از صد روز رویارویی نظامی و مذاکرات سیاسی حاصل شد، واقعیتی کاملاً متفاوت از اهداف اعلام‌شده جنگ را تثبیت کرد.

نظام ایران همچنان پابرجا ماند و حتی انسجام بیشتری یافت. برنامه هسته‌ای نیز از میان نرفت، بلکه موجودیت آن تثبیت شد و مسائل اختلافی مربوط به میزان غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم به دورهای بعدی مذاکرات موکول گردید. همچنین برنامه موشکی عملاً از چارچوب تفاهمات خارج شد و در متن یادداشت تفاهم هیچ تعهدی درباره متحدان ایران یا نفوذ منطقه‌ای آن وجود نداشت.

در مقابل، روند رفع تحریم‌ها تثبیت شد، صادرات نفت ایران از سر گرفته شد و افزون بر آن، بندی ویژه برای تأسیس صندوق بازسازی به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار نیز به تصویب رسید.

اما برجسته‌ترین دستاورد ایران به تنگه هرمز مربوط می‌شود. تنگه‌ای که پیش از جنگ باز بود و در طول آن به منبع نگرانی برای اقتصاد جهانی تبدیل شد، از این بحران با ارزش راهبردی بیشتری خارج شد. بر اساس یادداشت تفاهم، این تنگه دیگر صرفاً یک ابزار فشار موقت نیست، بلکه به اهرم نفوذی تبدیل شده است که به تهران جایگاهی اثرگذار در معادلات انرژی و تجارت جهانی می‌بخشد.

به بیان دیگر، این درگیری تنگه هرمز را به یک دارایی راهبردی برای ایران تبدیل کرده است که از نظر اهمیت کمتر از برنامه هسته‌ای نیست و شاید در محاسبات بازدارندگی و فشار منطقه‌ای و بین‌المللی حتی تأثیر بیشتری داشته باشد.

اگر این حاصل صد روز جنگ و مذاکره بوده است، پس «پیروزی مطلقی» که نتانیاهو وعده داده بود کجاست؟ و «تسلیم بی‌قید و شرطی» که ترامپ ایران را به آن تهدید می‌کرد ــ پیش از آنکه اهداف خود را به صرف دستیابی به «توافقی عادلانه» کاهش دهد ــ چه شد؟

اندیشمند آمریکایی، فرانسیس فوکویاما، یادداشت تفاهم را «اصلاً یک توافق» ندانست، بلکه آن را «تسلیم کامل آمریکا در برابر ایران» توصیف کرد و معتقد بود که اوضاع عملاً به همان وضع پیش از جنگ بازگشته است.

فوکویاما در میان نخبگان آمریکایی تنها نبود؛ دامنه انتقادات به چهره‌های برجسته‌ای در هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات نیز کشیده شد. در حالی که بیل کسیدی آنچه رخ داده را «بدترین اشتباه سیاست خارجی در چند دهه اخیر» دانست، سوزان رایس، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، این یادداشت تفاهم را «تسلیمی هولناک» توصیف کرد.

اما با وجود سنگینی خسارت آمریکا، به نظر نمی‌رسد که این کشور بزرگ‌ترین بازنده باشد؛ زیرا اسرائیل بهای راهبردی سنگین‌تری پرداخت. رژیمی که نخست‌وزیرش وعده داده بود خاورمیانه را از نو شکل دهد، از جنگ در حالی خارج شد که محدودیت‌های قدرت واقعی آن آشکار شده بود؛ زیرا مشخص شد که توانایی ورود به چنین رویارویی بزرگی یا پایان دادن به آن را بدون تصمیم و حمایت آمریکا ندارد.

به این ترتیب، اسرائیل به جای آنکه به عنوان قدرتی ظاهر شود که نقشه‌های منطقه را ترسیم می‌کند، بیشتر به یک «حفاظت‌شده» یا «تحت‌الحمایه» شباهت پیدا کرد که بقای خود و امنیتش را بیش از آنکه بر قدرت خویش متکی باشد، به واشنگتن وابسته می‌داند.

شاید آنچه گدعون لوی در روزنامه هاآرتص نوشت، بازتاب‌دهنده میزان شوکی باشد که نتایج جنگ در داخل اسرائیل ایجاد کرده است. او معتقد بود که اسرائیل در این رویارویی در معرض «آزمونی سخت» قرار گرفت؛ آزمونی که محدودیت توانایی اسرائیل در تحمیل تغییرات راهبردی از طریق قدرت نظامی را آشکار کرد و آن را وادار ساخت با واقعیت‌هایی روبه‌رو شود که مدت‌ها تلاش کرده بود نادیده بگیرد.

شاید یکی از مهم‌ترین پیامدهای این دور از درگیری، تنشی بود که میان دولت آمریکا و دولت اسرائیل بر جای گذاشت. این مسئله در اظهارات جی دی ونس نیز منعکس شد؛ او خطاب به وزیران دولت نتانیاهو که به ترامپ حمله می‌کردند، یادآور شد که بخش عمده سلاح‌هایی که اسرائیل در جنگ‌های اخیر خود به کار برده، آمریکایی بوده است. منظور او این بود که اسرائیل، با وجود برتری نظامی، نمی‌تواند نبردهای خود را خارج از چتر حمایتی آمریکا پیش ببرد.

در مقابل، ایران جایگاه خود را به عنوان یک قدرت محوری منطقه‌ای که نمی‌توان آن را در هیچ ترتیبات مربوط به خاورمیانه نادیده گرفت، دوباره تثبیت کرد و تصویر خود را به عنوان تنها کشوری در منطقه که وارد رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل شد و سپس از موضع برابری ــ نه از موضع شکست‌خوردگی ــ بر سر میز مذاکره نشست، تحکیم بخشید.

متن مطلب در الشروق